وصیت‌ نامه امام حسین(ع) خطاب به چه كسی بود؟


شاید چندان عجیب نباشد كه سیدالشهداء وصیت‌نامه خود را خطاب به برادرشان محمد حنفیه بنگارند؛ چراكه ایشان (محمدبن حنفیه) به سبب خللی كه در دستشان بنابه روایاتی ـ‌ یا پایشان بنا بر برخی روایات دیگر ـ ‌در جنگ صفین و در هم‌رزمی با پدر بزرگوارشان ایجاد شده بود، نتوانست برادر بزرگ‌تر خود را در قیامش علیه امر به منكر و نهی از معروفی كه دربار سفیانی به راه انداخته بود، یاری كند. به همین سبب باید فلسفه مهم قیام در تاریخ جاودانه و ماندگار می‌شد تا دغل‌بازان و دروغ‌گویانی چون پسر زبیر یا دین‌ستیزی چون یزید در آن تشكیك ایجاد نمی‌كرد و آن را با انواع تحریفات درنمی‌آمیخت. به هر حال محمد حنفیه مطمئن‌ترین كس ‌می‌توانست باشد تا دست‌خط مبارك امام(ع) را به دست تك‌تك اعضای بزرگ‌وار خاندان رسالت و امامت، آن‌هم دست‌نخورده برساند و از دست‌درازی دست‌كجان ستیزه‌جو با اهل‌بیت(ع) در امان بداردش. بر ماست تا كلمه‌كلمه و جمله‌به‌جمله كلام نورانی اباعبدالله(ع) را از بر كنیم و برای همیشه به همه عالم با صدایی رسا اعلام كنیم كه مولای شهید ما برای احیای امربه معروف و نهی از منكر به قتل‌گاه كربلا پای نهاد.

در وقتی‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ می‌خواستند از مدینه‌ منوّره‌ به‌ مكّه‌ مكرّمه‌ حركت‌ كنند، وصیّت‌نامه‌ای‌ نوشته‌ و آن‌ را به‌ خاتم‌ خود ممهور نمودند؛ و سپس‌ آن‌ را پیچیده‌ و به‌ برادر خود محمّدبن‌ حنفیّه‌ تسلیم‌ نمودند. و پس‌ از آن‌ با او وداع‌ نموده‌ و در جوف‌ شب‌ سوّم‌ شعبان‌ سنه‌ شصت‌ هجری‌ با جمیع‌ اهل‌ بیت (علیهم السلام‌) خود به‌ سمت‌ مكه‌ رهسپارشدند.

و آن‌ وصیّت‌ چنین‌ است‌:

بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. هَذَا مَا أَوْصَی‌ بِهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی‌طَالِبٍ إلَی‌ أَخِیهِ مُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفِ بِابْنِ الْحَنَفِیَّه:

إنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ یَشْهَدُ أَنْ لاَ إلَهَ إلاَّ اللَهُ، وَحْدَهُ لاَ شَرِیكَ لَهُ. وَأَنَّ مُحَمَّدًا صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، جَآءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ الْحَقِّ. وَأَنَّ الْجَنَّه وَالنَّارَ حَقٌّ. وَأَنَّ السَّاعَه ءَاتِیَه لاَ رَیْبَ فِیهَا. وَأَنَّ اللَهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی‌ الْقُبُورِ. إنِّی‌ لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلاَبَطِرًا وَلاَمُفْسِدًا وَلاَظَالِمًا وَإنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاْءصْلاَحِ فِی‌ أُمَّه جَدِّی‌ مُحَمَّدٍ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ؛ أُرِیدُ أَنْ ءَامُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَی‌ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَأَسِیرَ بِسِیرَه جَدِّی‌ وَسِیرَه أَبِی‌ عَلِیِّ بْنِ أَبِی‌ طَالِبٍ علیه‌السلام. فَمَنْ قَبِلَنِی‌ بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللَهُ أَوْلَی‌ بِالْحَقِّ، وَمَنْ رَدَّ عَلَیَّ هَذَا أَصْبِرُ حَتَّی‌ یَقْضِیَ اللَهُ بَیْنِی‌ وَبَیْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِّ؛ وَهُوَ خَیْرُ الْحَاكِمِینَ. وَ هَذِهِ وَصِیَّتِی‌ إلَیْكَ یَا أَخِی‌؛ وَمَا تَوْفِیقِی‌ إلاَّ بِاللَهِ، عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَإلَیْهِ أُنِیبُ. وَالسَّلاَمُ عَلَیْكَ وَعَلَی‌ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی‌. وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّه إلاَّ بِاللَهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ. 1

«بسم‌ الله‌ الرّحمن‌ الرّحیم‌. اینست‌ آن‌ وصیّتی‌ كه‌ حسین‌بن‌علیّ بن‌ أبی‌طالب‌ به‌ برادرش‌: محمّد كه‌ معروف‌ به‌ ابن‌ حنفیّه‌ است‌ می‌نماید:

حقّاً حسین‌ بن‌ علیّ گواهی‌ می‌دهد كه‌ هیچ‌ معبودی‌ جز خداوند نیست‌؛ اوست‌ یگانه‌ كه‌ انباز و شریك‌ ندارد. و به درستی كه‌ محمّد صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌، بنده‌ او و فرستاده‌ اوست‌ كه‌ به‌ حقّ از جانب‌ حقّ آمده‌ است‌. و این‌كه‌ بهشت‌ و جهنّم‌ حقّ است‌، و ساعت‌ قیامت‌ فرا می‌رسد و در آن‌ شكّی‌ نیست‌. و این‌كه‌ خداوند تمام‌ كسانی‌ را كه‌ در قبرها هستند برمی‌انگیزاند.

من‌ خروج‌ نكردم‌ از برای‌ تفریح‌ و تفرّج‌؛ و نه‌ از برای‌ استكبار و بلندمنشی‌، و نه‌ از برای‌ فساد و خرابی‌، و نه‌ از برای‌ ظلم‌ و ستم‌ و بی‌دادگری‌! بلكه‌ خروج‌ من‌ برای‌ اصلاح‌ امّت‌ جدّم‌ محمّد صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ است. من‌ می‌خواهم‌ امر به‌ معروف‌ نمایم‌، و نهی‌ از منكر كنم‌؛ و به‌ سیره‌ و سنّت‌ جدّم‌، و آئین‌ و روش‌ پدرم‌ علیّ بن‌ أبی‌ طالب‌ علیه‌ السّلام‌ رفتار كنم‌. پس‌ هر كه‌ مرا بپذیرد و به‌ قبولِ حقّ قبول‌ كند، پس‌ خداوند سزاوارتر است‌ به‌ حقّ. و هر كه‌ مرا در این‌ امر ردّ كند و قبول‌ ننماید، پس‌ من‌ صبر و شكیبائی‌ پیشه‌ می‌گیرم‌، تا آن‌كه‌ خداوند میان‌ من‌ و میان‌ این‌ جماعت‌، حكم‌ به‌ حقّ فرماید؛ و اوست‌ كه‌ از میان‌ حكم‌‌كنندگان‌ مورد اختیار است‌.

و این‌ وصیّت‌ من‌ است‌ به‌ تو ای‌ برادر! و تأیید و توفیق‌ من‌ نیست‌ مگر از جانب‌ خدا؛ بر او توكل‌ كردم‌، و به‌ سوی‌ او بازگشت‌ می‌نمایم‌. و سلام‌ بر تو و بر هر كه‌ از هدایت‌ پیروی‌ نماید. و هیچ‌ جنبش‌ و حركتی‌ نیست‌، و هیچ‌ قوّه‌ و قدرتی‌ نیست‌؛ مگر به‌ خداوند بلند مرتبه‌ و بزرگ‌.»

پی‌نوشت‌ها:

1- این‌ وصیّت‌ را محدّث‌ قمّی‌ در «نفس‌ المهموم‌« ص‌ 45، از علاّمه‌ مجلسی‌ در «بحار الانوار» از محمّد بن‌ أبی‌ طالب‌ موسوی‌ آورده‌؛ و نیز در «ملحقات‌ إحقاق‌ الحقّ» ج‌ 11، ص‌ 602، از خوارزمی‌ در كتاب‌ «مقتل‌ الحسین‌« ج‌ 1، ص‌ 188 طبع‌ نجف‌ آورده‌ است‌؛ و در «مقتل‌ علامه‌ خوارزمی‌« ج‌ 1، ص‌ 188 موجود است‌.